منو

تبلیغ نکردن صحیح عید غدیر، باعث غصب خلافت شد/ ریشه ی تمام مشکلات، دوری از غدیر است / اختصاصی بنیاد

  • بازدید: 1178

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته پیرامون عید غدیر در جلسه هیئت مدیره ی بنیاد


بسم الله الرحمن الرحیم

در آستانه ی ورود به عید بزرگ غدیر خم هستیم. پیامبر بزرگوار اسلام، ابتدای بعثتشان، بحث وصی خودشان را مطرح کردند. در قضیه ی « و انذر عشیرتک الاقربین ...» وقتی که اقوام خودشان را جمع کردند و هنوز رسالت خودشان را تازه داشتند معرفی می کردند و بسیاری از آن ها هم زیر بار نرفتند، در همان جلسه فرمودند کسی که به من ایمان بیاورد وصی من هم هست و این را همان جا ابتدأً عنوان کردند و برای افراد مشخص شد. این موضوع را در طول 23 سال نیز به طور مرتب ذکر کردند با روایات مختلفی که هم خاصه و هم عامه نقل کرده اند. امام مهمترین جریانی که اتفاق افتاد در حجة الوداع بود و در بحث غدیر خم که در خود موسم حج آیه ی شریفه نازل شد و به پیامبر دستور داده شد تا وصی خود را رسما معرفی کنید و حضرت دنبال موقعیت می گشتند و با بعضی از اصحاب هم مشورت کردند. بالاخره حج تمام شد و در بازگشت از مکه به مدینه در 2 کیلومتری سرزمین جحفه که الان حاجی ها محرم می شوند، در محل غدیر خم مجددا جبرئیل نازل شد و آیه ی «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک ... » هم با شدت زیاد بیان می شود که حتما باید ابلاغ بکنید و هم تهدید می کند که اگر بیان نکنید، هیچ رسالت خدا را بیان نکرده اید! یعنی اینکه 23 سال هیچ کاری نکردید و این تهدید خیلی بزرگی بود و این تهدیدات بیشتر برای مردم است و نه اینکه پیامبر بخواهند تعلل کنند . مشکل این بود که مردم گاهی تهمت می زدند و زیر بار نمی رفتند و این تهدید باید بیان می شد تا مردم قانع شوند که با این آیه ی شریفه، پیامبر ناچار هستند که بیان کنند و نمی توانند کوتاهی کنند. در عین حال، این تهدید ها خود موضوع قضیه را هم روشن کرد. این هم خیلی مهم است. چون اگر تهدید نبود، بعضی می گفتند ولایت به معنی دوستی است. گفتند دور هم جمع شوید و بگویید هرکس که من را دوست دارد، بعد از من حضرت علی علیه السلام باید محبوبش باشد ولی وقتی بحث تهدید مطرح می شود، بحث عملی که معادل کل رسالت پیامبر یا فوق آن محسوب می شود، اولوالالباب متوجه می شوند که آن بحث بحث نماز و روزه و محبت نیست. فوق این چیزهاست. چنانچه آن مباحث دیگر مرتبا گفته شده بوده است. آن چیزی که فقط به طور علنی مطرح نشده بود، فقط بحث ولایت بود و این در همین چند ماه مانده به رحلت پیامبر( دوماه و ده روز) این بحث هم تمام شد. خیلی پیامبر جدیت داشتند در اجرای فرمان پروردگار. یعنی نحوه ی خطبه ی حضرت یک نحوه ی استثنایی است که حدودا دو ساعت و خورده ای حدث می زنیم مجموع سخنرانی حضرت طول کشیده در آن هوای گرم. اما کیفیت بیانشان یک کیفیت استثنائی است که هم صدا به همه جمعیت چند هزار نفری می رسید و هم در بین سخنرانی صدا می زد فلانی! می گفت بله، می گفت کجا نشستی؟ می گفت فلان جا، صدای من را شنیدی؟ وسط صحبت، صحبت را قطع می کردند و از طرف اقرار می گرفتند تا بعد انکار نکنند. بعد یک مرتبه تا او اعتراف می کرد می فرمودند: خدایا شاهد باش که من پیام تو را می رسانم و این ها نیز شنیدند که این کارها بین سخنرانی زیاد اتفاق افتاده است. اما ترتیب خطبه ای که خوانده شده نیز جالب توجه است. در ابتدا مدح و ثنای خداوند است ولی وقتی وارد اصل موضوع سخنرانی می شوند، آیات ولایت را یکی پس از دیگری بیان می کنند و این چند آیه ای که در قرآن درباره ولایت امیرالمومنین علیه السلام است را یکی پس از دیگری می گویند و توضیحی روی آیات می دهند و مردم متوجهند که چه می خواهد گفته شود و بعد یک مرتبه دست مولا را بالا می برند و می گویند این آقا را دارم می گویم. این هم باز یک نکته ای است. همین جدیتی که می گویم پیامبر داشتند، این هم یک جدیت حضرت بود که دست را بالا بردند و گفتند این آقا را دارم می گویم. بعد نگویید تشابه اسمی بود. همه چیز واضح بود. این کارها برای این بود که هیچ شبهه ای نماند. جلوی همه ی شبهه ها را هم گرفتند. با صراحت بیان می کردند و می خواستند در انجام  این وظیفه ی الهی هیچ گونه کوتاهی و تعللی نباشد حتی استفاده ی تاویلی کسی نخواهد بکند از صحبت حضرت و بگوید کنایه ای بود از نکته ی دیگری. با صراحت بیان کردند. اوج سخنرانی شان آن جایی بود که فرمودند « من کنت مولاه، فهذا علی مولاه»  وبعد هم دعا کردند در حق کسانی که تبعیت می کنند و نفرین می کنند در حق کسانی که کوتاهی می کنند. در ادامه ی صحبت پیامبر فرمودند اما من می دانم که چند نفر از شما تعهد به هم داده اید و جلسه گرفته اید که خلافت را غصب کنید. هم اسم هایتان را می دانم و هم قیافه هایتان را می شناسم. تعدادتان را می دانم و اسامی پدرانتان را هم می دانم. با این سخنان، این غاصبین خیلی ترسیدند و رنگ چهره شان پرید. آن ها جلسه گرفته بودند و به کسی هم نگفته بودند اما هم قسم شده بودند تا غصب خلافت کنند. با شنیدن این حرف ها جا خوردند و به شدت ترسیدند.  اگر حضرت اسم اینها را می آوردند، جنگ و خونریزی همان جا ایجاد می شد و مردم آن ها را می کشتند و بعد قبیله های آن ها به دفاع می آمدند و مسئله ای ایجاد می شد و به اسلام ضربه می زد. بنابراین پیامبر هم گفتند که من اجازه ندارم بگویم و فقط فکر نکیند که من جاهل به کارهای شما هستم. کسی متوجه نشد که منظور پیامبر چه کسانی هستند چون اسم نیاوردند اما اگر روانشناس بودند، می فهمیدند که بعد از اتمام سخنرانی چه کسانی عجله کردند به بیعت کردن. خیلی واضح بود و باید این ها را همان موقع می فهمیدند. حالا که نفهمیدند بالاخره هفتاد روز بعد فهمیدند و بالاخره قضیه مشخص شد.

 

یک جمله ای که از نماز می خواهم بگویم که مرتب می گوییم « اهدنا الصراط المستقیم... » این آیه، دنباله ی آیه ی «ایک نعبد ...» است. یک جمله ای این طور به ذهنم رسید که عرض بکینم؛ اگر کسی می خواهد در صراط مستقیم هدایت شود، باید در عبودیت پروردگار جلو رود. در عبودیت اختیاری. در نماز امام زمان علیه السلام، 100 بار ایاک نعبد و ایاک نستعین می گوییم. اگر ما عبودیت را خالص کردیم برای پروردگار و خالصانه از او کمک خواستیم، اینهایی که عبودیت خالصانه دارند، بعد می توانند بگویند اهدناالصراط المستقیم. کسی که که عبادت درست نمی کند و عمدا معصیت می کند، چگونه می تواند بگوید خدا یا مرا در صراط مستقیم قرار بده؟ و این در آیات دیگر قرآن نیز اشاره شده است. «واعبد ربک حتی یاتیک الیقین...» عبودیت اختیاری را باید داشته باشیم که حالا در این آیه بحث آمدن یقین در وجود ماست. حالا من عبودیت نکنم و بگویم خدایا یقین را به من عطا کن، این کار نمی شود. در بحث نماز هم همین است. اما جمله ای که اهل تسنن هم نقل کرده اند، جالب است. اخیرا باز بررسی می کردم روایاتی را که اهل تسنن نقل کرده اند. این است که پیامبر از خدای متعال می خواهند که حق را با امیرالمونین علی علیه السلام قرار دهند در هرجا که حضرت حرکت می کنند. اَللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیْثُ دَارَ  و این جمله بعد از آن جمله ای است که «علی مع الحق و ...» که معروف هم هست. می دانید که شناخت انسان ها به واسطه ی تطبیقشان با حق است. یعنی و قتی می خواهم ببینم که فردی چقدر پیش خدا ارزش دارد و چقدر در صراط مستقیم است، باید با حق بسنجم. همان جمله ی خود حضرت که فرمودند: «اعرف الحق تعرف اهله» این یک قانون است. اول نیا سراغ  انسان ها. اول حق را بشناس، معیار، خود حق است. بعد همه ی اشخاص با حق شناخته می شوند. اما هیچ وقت نمی گویند حق را از شخص بشناس. به این معنا که اول برو شخص را بشناس و بعد ببین چه می گوید و هرچه گفت حق است. ما اینچنین چیزی نداریم. می گویند حق را بشناس بعد ببین فلانی چقدر حق را انجام می دهد و چقدر انجام نمی دهد. یعنی ما اشخاص را وقتی می خواهیم بشناسیم با حق می شناسیم اما حق را هیچ گاه با اشخاص تعریف نمی کنیم. اما تنها جایی که هیچ تفاوتی نمی کند، همین جمله ای است که پیامبر می فرمایند: «علی مع الحق و الحق مع علی». این رویه وقتی دو طرفه شد، هرکس حق را نمی شناسد، می تواند امام را بشناسد و بگوید هرکاری امام می کند حق است و هرکس امام را نمی شناسد، می رود حق را می شناسد و با واسطه ی حق امام را می شناسد. از این جهت فرقی نمی کند. می فرمایند هرکدام را بشناسی، دیگری با اوست. اما این جمله را اهل تسنن نقل کرده اند ولی ادامه اش را خیلی ها نمی خواهند ذکر کنند. می گویند بعدش پیامبر دعا کردند که خدایا حرکت بده حق را در کنار امام و هرجا که امام هستند و این جمله ی خیلی مهمی است. یک جا به عمار این جمله را گفتند. این را اهل تسنن نقل می کنند. پیامبر به عمار فرمودند که ای عمار! اگر همه ی مردم در یک وادی حرکت کردند و علی علیه السلام در یک وادی دیگر حرکت کردند ولو یک نفر بودند، شما در آن وادی برو که حضرت علی علیه السلام حرکت می کنند و بدان که حق از آن جدا نمی شود و علی با حق است و حق با او. این را باز اهل تسنن نقل می کنند که خیلی جالب است که از قول آن ها گفته می شود ولی خیلی از توده های آنها این روایات را نمی دانند و برخی از بزرگانشان هم کتمان می کنند و در سخنرانی های آن ها من نشنیده ام که این روایات را بخوانند. دیروز من روایات صحیح مسلم و صحیح بخاری را مراجعه کردم و 14 روایت در شان امیرمومنان علیه السلام نقل کرده اند که با این که قبلا هم دیده بودم اما برای من تازگی داشت.

تبریک می گویم خدمت همه این روز بزرگ را و توصیه می کنم به ترویج این روز. پیامبر درهمان خطبه ی غدیر توصیه کردند و گفتند من وظیفه ی الهی ام را  برای شما جمع حاضر انجام دادم و فرمودند هر کس حاضر است، صحبت های من را به دیگران منتقل کند. به این جدیت پیامبر متاسفانه اهیمت داده نشد و کوتاهی کردند و این کوتاهی سبب شد تا کسانی که می خواستند فرصت بگذرد و غصب خلافت کنند، کار خود را انجام دهند. باز اگر در همین 70 روز خوب تبلیغ شده بود و جشن های مختلف و جلساتی می گرفتند و می آمدند خدمت امیرالمونین علی علیه السلام و تبریک می گفتند، غدیر فراموش نمی شد. مثل همان سه روز بیعت زنان و مردان با امیرالمومنین علیه السلام در غدیر. اگر در این 70 روز تبلیغات صورت می گرفت، هیچ گاه غصب خلافت نمی شد، هیچ گاه غصب امامت دیگر امامان هم نمی شد و اصلا جریان کربلا اتفاق نمی افتاد و حتی بگویم که جریان غیبت امام زمان علیه السلام هم اتفاق نمی افتاد. ریشه ی همه ی این موارد در کوتاهی از غدیر و وصیت اتفاق می افتد. الان وهابی ها کتابی نوشته اند علیه غدیر خم با این واضحی که دارد. نوشته اند که غدیر خم درست است که اتفاق افتاد اما این مربوط به این بود که امیرالمومنین علیه السلام که رفته بودند یمن، یک خصومتی با برخی پیدا کرده بودند و این خصومت را پیامبر می خواستند قبل از مرگشان حل کنند و گفتند «من کنت مولاه ...» . حالا خصومت با 5 نفر داشتند، امام این جا جمعیت 120 هزار نفری را نگه داشتند تا بگویند با حضرت علی علیه السلام خصومتی نداشته باشید. بعد هم توجیه بی مزه ای کرده اند که انسان هرکجایش را که نگاه می کند خنده اش می گیرد. مثلا آیه 55 سوره ی مائده، معنایش معنای دوستی است. در حالی که انما برای حصر است. خود حصرش دوستی را رد می کند. یعنی نمی توانیم بگوییم دوست شما خداست و پیامبر و حضرت علی علیه السلام که در رکوع انفاق کردند. اگر گفتید معنی آیه، دوستی است، «فقط» را هم باید معنا کنید. معنایش این است که مومنان دیگر دوست شما نیستند. فقط، به معنی حصر است و حصر، قصر است و قصر، منع دیگران است. یعنی اگر گفتیم فقط علی آمد اینجا، یعنی کس دیگری نیامده است. به این جا که می رسند دیگر نمی توانند توضیح بدهند اما اگر گفتیم که « انما ولیکم الله ...» به معنی حاکم و ولی است که اولی به تصرف در وجود شما است، این با معنای فقط جور در می آید. فقط ولی شما، خدا و رسول و امیر المومنین علیه اسلام هستند که ... . از این نمونه ها خیلی هست.

یک داستانی هم اتفاق افتاد و عرض می کنم خصوصا برای بنیاد، که اهمیت کار فرهنگی را بیان می کند.  روز اولی که پیامبر تازه از دنیا رفته بودند، روز سه شنبه، روز اولی بود که پیامبر روز قبلش از دنیا رفته بودند و دفن شدند. در روز سه شنبه همان غاصبین که هم قسم شده بودند، دومی آمد و به اولی گفت برو بنشین به جای پیامبر و شروع به سخنرانی برای مردم کرد و دومی نیز کناری ایستاده بود و صحنه گردان بود و شمشیر هم در دست داشت تا اگر کسی حرفی زد با او تندی کند. چندتا از اصحاب پیامبر ناراحت شدند و گفتند چرا نشسته است جای پیامبر و حقش نیست. دیگری گفت می روم و او را از منبر پایین می کشم و خبر نداشت که این ها پشت صحنه چه قراردادی بسته اند و چه شدتی در کار خود دارند. رفیقش گفت نه این کار را نکن. بیا به امیر المومنین علی علیه السلام بگوییم چون حق ایشان است و ببینیم ایشان نظرشان چیست؟هر چه گفتند عمل می کنیم. وقتی رفتند پیش امام، ایشان خیلی خوشحال شدند. فرمودند خیلی خوب کاری کردید چون پیامبر به من فرمودند خلافت را غصب می کنند و در کارشان هم جدیت دارند تا جایی که اگر مقابلشان بایستید شمشیر می کشند و افراد را می کشند. اینها طمعشان در ریاست در حد کمی نیست که اگر به مانعی خوردند رها کنند و خیلی سفت هستند. خیلی خوب شد که این کار را نکردید وگرنه مشکل پیش می آمد. ولی حضرت اجازه دادند کار فرهنگی انجام دهند. فرمودند آن دلیل هایی که برای وصایت من می دانید، این ها را فردا بیان کنید. این خیلی مهم است. مرحوم مامقانی در مقدمه کتاب تنقیه المقالشان دیدم که خیلی زیبا کل داستان را نقل می کنند. {توصیه می کنم که دوستان حتما مطالعه بفرمایند}. در کل می خواهم بگویم وقتی که تبلیغ غدیر خم نشد، این مشکلات به وجود آمد که نتیجه ی همین است. هرچه ما بیاییم این روایاتی که اهل تسنن نقل کرده اند را بیان کنیم، مقابله ی آن ها با ما کمتر می شود. مخصوصا این روایاتی که درباره فضایل امیرالمومنین علیه السلام در کتابهای خودشان است. وقتی این ها را نمی دانند، جلوی ما جبهه گیری می کنند ولی وقتی بگوییم این روایات در کتاب های خودتان است، آرام تر می شوند. لذا برای بحث وحدت هم، گفتن این روایت ها خیلی مهم است. به خلاف بعضی ها که بیان این فضائل را باعث اختلاف می دانند. مثلا کتاب الغدیر چون از منابع اهل تسنن است، خیلی وحدت را ایجاد کرده است. وقتی اهل تسنن این را می خوانند، افق فکری آن ها خیلی به ما نزدیک می شود. کتاب شب های پیشاور هم همین طور است. ایجاد اختلاف در دو چیز است. یکی این که این دسته از روایت ها را نقل نکنیم که آن وقت اهل تسنن می گویند چرا شما این قدر اظهار علاقه به امیرالمومنین علیه السلام می کنید؟ ویا اینکه نقل بکنیم در حالی که همراه با توهین به اهل تسنن باشد. لذا خواهش همین است، همان ادبی که اهل بیت علیهم السلام داشتند و می گفتند حقایق را بیان کنید اما با وجود احترام به طرف مقابل. جمع این دو نکته با عث ایجاد وحدت می شود البته نه وحدت کامل ولی خیلی به ما نزدیک تر می شوند مثل اهل تسنن ایران که خیلی از آنها خصوصا شافعی ها شرکت می کنند و اظهار محبت هم می کنند ولی وقتی به مدینه برویم، وهابی ها را که نگاه می کنیم، روایات موجود در کتاب هایشان را نقل نمی کنند و این نقل نکردن روایت ها باعث بیشتر شدن جبهه گیری ها علیه شیعه می شودمی شود.

و صلی الله علی محمد و آله.

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مطالب ویژه آیت الله مهدوی


آذر 22, 1395

داستان کوتاه از مردی که امام زمان بر جنازه اش نماز خواندند

بخشی از بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جمع اعضای هیئت امناء بنیاد مورخ 95/9/18 یک یادی هم بکنم از حاج شیخ حسن که در دعاهای کمیلمان می آمد و شرکت می کرد. یک پیرمرد با…
آذر 21, 1395

خداوند اجر محسنین را ضایع نمی کند / اختصاصی بنیاد

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جمع اعضای هیئت امناء بنیاد مورخ 95/9/18 بسم الله الرحمن الرحیم ایام آغاز امامت حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف را تبریک عرض می…
آذر 07, 1395

سخنان حضرت آیت الله مهدوی پیرامون هفته بسیج و حماسه ی اربعین

سخنان حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جلسه هیئت مدیره بنیاد مورخ 95/9/4 بسم الله الرحمن الرحیم هفته ی بسیج هست و گرامی می داریم یاد بسیجیان عزیزی را که خصوصا در طول دفاع…
آبان 22, 1395

توصیه های مهم حضرت آیت الله مهدوی به زائران اربعین

حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته، در جمع اعضای هیئت مدیره بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام، نکاتی را پیرامون بهره گیری بهتر از پیاده روی اربعین بیان نمودند که در متن ذیل ارائه می…
مهر 12, 1395

گریه بر امام حسین علیه السلام درک عقل را زیاد می کند/ اختصاصی بنیاد

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جلسه هیئت مدیره بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام پیرامون آثار گریه بر امام حسین علیه السلام بسم الله الرحمن الرحیم ماه محرم، ماه بسیار…
شهریور 28, 1395

تبلیغ نکردن صحیح عید غدیر، باعث غصب خلافت شد/ ریشه ی تمام مشکلات، دوری از غدیر…

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته پیرامون عید غدیر در جلسه هیئت مدیره ی بنیاد بسم الله الرحمن الرحیم در آستانه ی ورود به عید بزرگ غدیر خم هستیم. پیامبر بزرگوار اسلام،…
مرداد 19, 1395

التزام داشتن به کارهای خوب مراعات تقوای الهی است

استاد اخلاق حوزه علمیه التزام داشتن به کارهای خوب را مراعات تقوای الهی دانستند و فرمودند: رعایت تقوای الهی علاوه بر پاک کرددن روح، موجب طهارت جسم نیز می شود. حضرت آیت الله سید ابوالحسن…
ارديبهشت 30, 1395

تکرار دعا و اصرار بر آن موجب اجابت می شود / اختصاصی بنیاد

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جمع اعضای هیئت مدیره بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام - 95/2/30 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در مناجات شعبانیه…
ارديبهشت 29, 1395

با داشتن تقوا از دایره امتحانات الهی خارج نمی شویم

حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته، رئییس هیئت مدیره بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام، در سلسله جلسات پرسمان که در هلال احمر اصفهان برگزار شد، فرمودند: با داشتن تقوا از دایره…
ارديبهشت 11, 1395

مؤمن با نام حضرت علی علیه السلام شناخته می شود/ اختصاصی بنیاد

در جلسه ی هیئت مدیره ی بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام مورخ 95/2/9 ، حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته، سخنانی پیرامون شرافت ماه رجب و فضایل امیرالمومنین علی علیه السلام بیان…