منو

گریه بر امام حسین علیه السلام درک عقل را زیاد می کند/ اختصاصی بنیاد

  • بازدید: 1477

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جلسه هیئت مدیره بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام پیرامون آثار گریه بر امام حسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه محرم، ماه بسیار مغتنمی برای کمال ما است و قضیه ی کربلا، یک جریان بسیار پر برکتی برای همه ی جوامع مسلمین شده است. ثار الله که گفته می شود، حقیقتا حیات همه ی ما هم به این خون معنوی است و ما را زنده می کند. در حدیث است که اگر کسی به زیارت امام حسین علیه السلام نرود و اهل بهشت شود، مقامش پایین تر از سایر مومنین است و این کاشف این مطلب است که جریان کربلا ما را با دین آشنا می کند. حقیقت دین چیز بالایی است و این همان چیزی است که بزرگان به آن توجه دارند.

کسی که کربلا می رود تازه متوجه این نکات می شود که ارزش دین از جان خود انسان بیشتر است و امام خود را فدای دین کردند و در واقع فدای دین ما کرده اند و می خواستند دین برای ما ها باقی بماند  و الا اگر ما نبودیمف دین که دیگر نمی خواهد در هوا باقی بماند. چون انسان ها بودند و نیاز به دین داشتند امام هستی خود را فدا نمودند برای حفظ دین. کربلائی ها نکته ی فدائی دین شدن را فهمیدند و آن جاست که متوجه می شویم گرچه در عمل نمی توانیم باز آن گونه که در کربلا اتفاق افتاد، انجام بدهیم اما قدم ها را به این هدف نزدیک تر می کند. بنابراین در دنیا اثر دارد که می گوید در آخرت اثر دارد و اگر در دنیا  اثر نداشت، نمی فرمود در آخرت، مقامش در بهشت پایین تراز بقیه است. وقتی کربلا نرفتن، در آخرت این اثر را دارد، یعنی آن شخص در دنیا مزه ی دین را نچشیده است. این به آن معنا نیست که کسانی که مانع دارند باید غصه بخورند. اگر کسی صادقانه بگوید که اگر مانع وجود نداشت به کربلا می رفتم، دیگر اشکالی ندارد و برایش نوشته می شود. منظور اصلی، کسانی است که اهمال می کنند و اهمیت نمی دهند. این اهمیت ندادن، شیرینی مال را از آن می گیرد و لذت واقعی را که باید ببرد، نمی برد.

از جمله نکات مهمی که خیلی روی آن تاکید میشود، گریه کردن، گریاندن و تباکی است. خیلی آقایان در این زمینه صحبت کرده اند و گاهی صحبت علمی می کنند که نشان می دهد یک مقدار با واقعیت فاصله دارد. مثلا می گویند اشک بر چند قسم است: گریه ی شوق داریم، گریه ی خوف داریم و ... اصلا افراد گیج می شوند و خود آن فرد هم وقتی اهل بکاء نیست، اصلا متوجه نمی شود که گریه برای امام حسین علیه السلام جزء کدام قسم است. گاهی می گویند که گریه ی شوق است. بعد ایراد می گیرند که امام به درجه شهادت رسیدند پس نباید برای امام گریه کنیم و باید خوشحال هه باشیم. کم کم از آن اهداف اصلی که اهل بیت علیهم السلام داشتند و ندبه ای که امام زمان علیه السلام می گویند من در هر صبح و عصر برای جدم ندبه می کنم، داریم فاصله می گیریم. بنده فکر می کنم آن گل سرسبد ارتباط با سیدالشهدائ علیه السلام در همین گریه است و دیگر چیزی بالاتر نداریم. حتی زیارت خواندن و رفتن کربلا (البته ممکن است رفتن کربلا در بحث گرامیداشت شعائرالله هم مطرح باشد) اما از جهت فردی عرض می کنم نه از جنبه ی اجتماعی که در جهت فرعیِ ارتباط با کربلا و امام حسین علیه السلام، بالاترینش این است که انسان بنشیند و در مصائب کربلا گریه کند. برکت این کار چیست؟ یقیناً امام نیازی به گریه ی ما ندارند. این را از ذهنمان خارج کنیم، فکر نکنیم امام دوست دارند که کربلا شلوغ باشد و شهرت پیدا کنند. اصلا این چیزها نیست. آنچه مهم است، تاثیری است که روی کمال ما می گذارد. این کمال ما در تقوای الهی است. تقوا در وقتی است که تاثیر پذیری ما از دستورات دین بیشتر باشد. هرچه دین را بیشتر بپذیریم و تاثیر بیشتری رویمان بگذارد و مقید کنیم خودمان را به انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات، می شود تقوا و بالاتر از آن، ورع. این تقی در تاثیر پذیری است. تاثیر پذیری را گاهی با عقل استدلال می کینم و درست هم هست. مثلا عقلا می گوییم ما عبد خداییم و عبد باید امر خدا را امتثال کند. خوب که مباحث عقلی را می گوییم، عقل کامل بیدار نمی شود چون کنار عقل یک دشمن سرسخت به نام نفس هست. این نفس نمی گذارد که عقل من صد در صد فرمان دهد. مرحوم آیت الله مولوی قندهاری می فرمودند از 120 درجه ی عقل، 25 تا 30 درجه از عقل مردم کار می کند. تاسف می خورم که آن زمان که ایشان این صحبت را می کردند، نپرسیدم که این معیار را با چه منبعی گفته اید؟ خیلی گشته ام امام هنوز پیدا نکرده ام، حتما روایتی دراد. اما گفته ی ایشان خیلی جای تعجب دارد. تصور بفرمایید که اگر یک چهارم  می شد نصف یا سه چهارم چه می شد؟ دنیا گلستان می شد. عرض من این است که این صحبت ه نیاز به تامل دارد و اگر چند ماه یا چند سال روی این نکته فکر کنیم، به مواردی که می خواهم بگویم واقف خواهید شد و آن این است که اگر بخواهیم آن باقیمانده ی نیز خوب کار کند، در بحث گریه جلو می رود. یعنی کسی که اهل گریه است، عقلش به شدت کار می کند و آن یک چهارم کم کم بیشتر می شود و اگر بخواهید این صحبت را امتحان کنید، راه امتحانش این است که یک بار که مشهد می روید، قبل از اینکه زیارت جامعه بخوانید، بنشینید در حرم و نیم ساعت گریه کنید و بعد شروع کنید زیارت جامعه بخوانید. ده ها نکته از زیارت جامعه به فکرتان می رسد. نه یکی دوتا بلکه ده ها نکته! یعنی عقل معادل دو سه برابر قبل کار می کند. درک عقل بر اثر همین انعطافی است که به وجود آمده است. انعطا یعنی قساوت دل کنار رفته و عقل به شدت کار می کند و نفس هم به شدت ذلیل شده و کنار رفته است. البته توضیح صحیح این موارد خیلی مشکل است ولی با تجربه ی عملی، این موارد به خوبی فهمیده می شود. مثلا وقتی  خود بنده می خواهم کتاب بنویسم، می بینم بعضی جاها مطالب خیلی ثقیل است و تنها راه حل آن گریه بر امام حسین علیه السلام است. گاهی مطالب خیلی سخت است و باز نمی شود مثل برخی مطالب در علم اصول که ساعت ها فکر می کنی ولی می بینی مطلب دیگری در ذهن می آید ولی وقتی گریه می کنی حتی 10 دقیقه، می بنی کاری که دیگران در مدت چند ساعت یا چند روز انجام می دهند، شما انجام می دهی. در سخنرانی هم همین طور است. اگر قبل از سخنرانی گریه ای برای امام حسین علیه السلام کرده باشیم، در سخنرانی بعدی اش مطالبی بر زبان جاری می شود فوق متعارف است. خود من می فهمم که این مطلب از من نیست. سالهاست درکم را می دانم که در چه حدی است، دارد یک مطلبی به ذهنم القا می شود. این ها مربوط به افزایش شدت درک عقل است. این گریه ها، موانع و تاریکی ها از جلوی پای عقل بر می دارد و ظلمات را از وجو د، بیرورن می برد و از آن طرف عقل بیشتر می فهمد.

با این بیانات می خواهم این جمله را رد کنم که بعضی از بزرگان نظرشان این است که محبت چیزی فوق عقل است. اصلا این طور نیست. فوق عقل اصلا هیچ چیزی نیست. بالاتر از عقل، بی عقلی است. محبت و عشق به خدا و اهل بیت علیهم السلام، شدت درک عقل است. یعنی همان عقلی که 30 درجه کار می کرده است، حالا 60 یا 70 درجه کار می کند و اهل بیت علیهم السلام عقلشان 120 درجه کار می کند. این 120 درجه فوق عقل نیست بلکه شدت درک عقل است. در حالت های متعارف عقل 30 یا 40 درجه کار می کرد ه ولی وقتی در محبت می افتد، شخص می فهمد که خیلی درک می کند. آقایان اسم این را گذاشته اند فوق درک عقل و به نام عشق و محبت. در صورتی که این طور نیست. عقل فقط قوه ی درک است و اگر از عقل فاصله بگیریم می شود بی درکی و بی فهمی که ارزشی ندارد. نمونه اش خود اهل بیت علیهم السلام هستند. آن ها که عقلشان ناقص نیست. آن ها اولی الالباب و اولی النهی هستند. یعنی آن ها عقلشان کامل درک می کند. این درک کامل است و شدت محبت را هم به خدای متعال دارند. شدت عقل که این ها را فوق عقل نکرده است! اما عقلشان خوب درک می کند. من چون عقلم خیلی با عقل مثلا پیامبر صلی الله علیه و آله فاصله دارد، احساس می کنم که او یک چیزی فوق عقل دارد. در محبت امام حسین علیه السلام، به خصوص گریه که تایید می شود حتی به اندازه ی بال مگس، این است که درک را بالا می برد. درک عقل من وقتی بالا رفت، آن تقوا به وجود می آید و به راحتی گناهان ترک می شود و دیگران می گویند ما نمی توانیم ترک کنیم.

یک نمونه ی دیگر که اتفاق می افتد، این است که می بینیم در جلسه ی امام حسین علیه السلام، افراد خیلی خوب تصمیم می گیرند که این نتیجه ی گریه و تنبه است.    ولی کاملا مشخص است که شخصی که در جلسه ی امام حسین علیه السلام گریه می کند، یک تصمیمات خیلی خوبی می گیرد ولی وقتی بیرون می آید دوباره درک عقلش پایین می آید و فراموش می کند. د ر اعتکاف هم همین طور است. فرد سه روز از دنیا منقطع می شود و با گریه و زاری با خدا مناجت می کند و درک عقل بالا می رود. در شب های احیا و در زیارات هم همین طور است. در آیه 14 سوره مطففین داریم: کَلاَّ بَلْ رانَ عَلي‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا يَکْسِبُونَ : {چنین نیست ( که آیات ما افسانه باشد ) بلکه بر دل های آنان آنچه کسب می کرده اند ( از گناهان ) زنگار بسته است}. رَین همان زنگ است. همان زنگ هایی که به دل می زند بر اثر کسب هایی که ما انجام می دهیم. حرف بد، نگاه بد و ... . گریه مثل یک اسید خیلی قوی این زنگ ها را از بین می برد و عجیب است این گریه بر امام حسین علیه السلام.

این مورد که می خواهم بگویم زشت است ولی شما تعبیر زیبا از آن بکنید. گاهی من از خود امام حسین علیه السلام تشکر می کنم و می گویم تشکر از شما می کنم که مصیبت ها را تحمل کردید و با این کارتان برای به کمال رسیدن ما واسطه شدید. این نعمتی است که به ما داده شده است. یک بر امام رضا علیه السلام می گفتم از شما تشکر می کنم که عصمت را اختیاراً قبول کردید و سبب خلقت ما شدید چون اگر این ها معصوم نبودند و مثل ما ها بودند، اصلا خدا از خلقت جهان منصرف می شد عصمت این ها باعث شد که طبق روایت لولاک لما خلقت الافلاک خلقت این جهان انجام گیرد. این عبودیت مطلقه ی آن ها باعث شد که خداوند به خاطر اینکه 14 معصوم در بین انسان ها به وجود می آیند، ما را خلق کند. خصوصا از امام حسین علیه السلام تشکر می کنیم که این نعمت بزرگ را به ما دادند  که مرتب با یک اشکی که می ریزیم، یک مرتبه این قدر عقلمان رشد می کند و این رشد در زند گی خودمان اثر می گذارد.

با این بیانات اشاره به این موضوع دارم که گریه برای امام حسین علیه السلام گریه ی شوق نیست. ما هرچه بیشتر و بهتر امام را بشناسیم و دوستشان داشته باشیم، لازمه اش این است که وقتی مصیبت به آن ها می رسد، برایشان گریه کنیم. من وقتی پدرم را دوست دارم، علامت این دوست داشتن این است که وقتی پایشان به جایی گرفت و خون آمد، من ناراحت می شوم. این حرف ها خیلی ساده است ولی وقتی در دل بعضی ها عشق و محبت نیامده است، می خواهند با یک توجیه های دیگری گریه را تفهیم کنند. راهش این است که ما به شدت به امام علاقه مند شویم و ایشان را از جانمان بیشتر دوست داشته باشیم. آن وقت سپر بلای ایشان می شویم و جلوی ایشان می ایستیم تا نمازشان را بخوانند و وقتی هم تیری به ایشان می خورد، گریه می کنیم. امام زمان علیه السلام می فرمایند که من هر صبح و عصر برای جدم گریه می کنم که نشان از علاقه ی شدید ایشان است.

 یادی از آقا سید محمد فشارکی رحمت الله علیه کنیم که افتخار اصفهانی ها هستند. ایشان از شخصیت های استثنائی و از شاگردان میرزای شیرازی هستند و از شاگردان مبرّز میرزا هم هستند. اواخر حیات میرزا، خیلی دورشان شلوغ بود و مراجعات زیاد داشتند. به ناچار بعضی از کارها را به شاگردان حواله می دادند از جمله تدریسشان را به آقای سید محمد فشارکی واگذار کرده بودند و این نشان می دهد تقریبا بهترین شاگرد ایشان بوده اند. گاهی خود میرزا وسط درس می آمده اند یک سری می زدند و از شاگردان یک سوال می کردند و با این سوال، ذهن شاگردان را به یک مطلبی درگیر می کردند. درس فقهشان هم کم نبوده استبلکه می گیند حدود 7یا 8 ساعت طول می کشیده است بحث و صحبت می کرده اند.

یک داستانی هم نقل می کنند که آقا سید محمد راجب به بحث ترتّب که در اصول خیلی مشکل است، می خواستند تفکر کنند که آیا مطلب خاصی به ذهنشان می رسد یا نه؟ برای همین از شهر سامرا بیرون رفتند و در یک گودی بیرون شهر می خواستند بنشینند و فکر کنند. فکر می کردند و مقدماتی به ذهنشان رسید و می خواستند مقدمات را کنار هم بگذارند تا به بحث اصلی ترتب برسند. در اوج تفکرات، یک جوان عربی رسید. سلام کرد و گفت آقا سید محمد به چه فکر می کنید؟ آقا سید محمد گفت به چیزی فکر می کنم که ارتباطی با شما ندارد. آقا فرمودند چرا! ارتباط با من دارد. شما دارید در بحث ترتب فکر می کنید. چندات مقدمه در ذهن دارید. چندتایی درست است اما مقدمه ی آخری ایراد دارد و صحیحش را گفتند و یک مرتبه غایب شدند.

چیزی که می خواهم از کربلا ار آقا سید محمد بگویم این است که در زمان ایشان، وبا فراگیر شد. در گذشته وبا که می آمد هزاران نفر کشته می شدند. شیخ عبدالکریم حائری می گفتند (زمانی که وبا زیاد شده بود) من با دو تا از رفقا روی پشت بام حرم (به علت گرمی هوا) نشسته بودیم و بحث می کردیم که یک مرتبه آقا سید محمد فشارکی آمد. وارد جمع شدند و ما سلام کردیم. ایشان فرمودند من را مجتهد می دانید یا نه؟ من را عادل می د انید یا نه؟ گفتم بله، هستید. فرمودند من حکم می کنم از امروز که به تمام شیعیان سامرا بگویید یک زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام بخوانند برای حضرت نرجس خاتون و ایشان را شفیعه کنند درِ خانه ی فرزندشان امام زمان علیه السلام که واسطه شوند تا شیعیان از وبا محفوظ بمانند. این اقرار گرفتن آقا سید محمد برای این بود که حکمشان نافذ شود. وقتی افراد دیدند که سخن ایشان حکم است، بر خود واجب دیدند که زیارت عاشورا بخوانند و وقتی همه ی شیعیان این زیارت را خواندند، دیگر هیچ شیعه ای از وبا نمرد در حالی که هنوز وبا بود و هیچ شیعه ای نمی مرد وبعضی دیگر هم از غیر شیعیان تمایل پیدا کرده بودند که این زیارت را بخوانند.

ان شاء الله خدا ما را از برکات این ماه بهره مند گرداند.

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله و سلّم

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

مطالب ویژه آیت الله مهدوی


آذر 22, 1395

داستان کوتاه از مردی که امام زمان بر جنازه اش نماز خواندند

بخشی از بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جمع اعضای هیئت امناء بنیاد مورخ 95/9/18 یک یادی هم بکنم از حاج شیخ حسن که در دعاهای کمیلمان می آمد و شرکت می کرد. یک پیرمرد با…
آذر 21, 1395

خداوند اجر محسنین را ضایع نمی کند / اختصاصی بنیاد

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جمع اعضای هیئت امناء بنیاد مورخ 95/9/18 بسم الله الرحمن الرحیم ایام آغاز امامت حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف را تبریک عرض می…
آذر 07, 1395

سخنان حضرت آیت الله مهدوی پیرامون هفته بسیج و حماسه ی اربعین

سخنان حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جلسه هیئت مدیره بنیاد مورخ 95/9/4 بسم الله الرحمن الرحیم هفته ی بسیج هست و گرامی می داریم یاد بسیجیان عزیزی را که خصوصا در طول دفاع…
آبان 22, 1395

توصیه های مهم حضرت آیت الله مهدوی به زائران اربعین

حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته، در جمع اعضای هیئت مدیره بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام، نکاتی را پیرامون بهره گیری بهتر از پیاده روی اربعین بیان نمودند که در متن ذیل ارائه می…
مهر 12, 1395

گریه بر امام حسین علیه السلام درک عقل را زیاد می کند/ اختصاصی بنیاد

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جلسه هیئت مدیره بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام پیرامون آثار گریه بر امام حسین علیه السلام بسم الله الرحمن الرحیم ماه محرم، ماه بسیار…
شهریور 28, 1395

تبلیغ نکردن صحیح عید غدیر، باعث غصب خلافت شد/ ریشه ی تمام مشکلات، دوری از غدیر…

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته پیرامون عید غدیر در جلسه هیئت مدیره ی بنیاد بسم الله الرحمن الرحیم در آستانه ی ورود به عید بزرگ غدیر خم هستیم. پیامبر بزرگوار اسلام،…
مرداد 19, 1395

التزام داشتن به کارهای خوب مراعات تقوای الهی است

استاد اخلاق حوزه علمیه التزام داشتن به کارهای خوب را مراعات تقوای الهی دانستند و فرمودند: رعایت تقوای الهی علاوه بر پاک کرددن روح، موجب طهارت جسم نیز می شود. حضرت آیت الله سید ابوالحسن…
ارديبهشت 30, 1395

تکرار دعا و اصرار بر آن موجب اجابت می شود / اختصاصی بنیاد

بیانات حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته در جمع اعضای هیئت مدیره بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام - 95/2/30 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم در مناجات شعبانیه…
ارديبهشت 29, 1395

با داشتن تقوا از دایره امتحانات الهی خارج نمی شویم

حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته، رئییس هیئت مدیره بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام، در سلسله جلسات پرسمان که در هلال احمر اصفهان برگزار شد، فرمودند: با داشتن تقوا از دایره…
ارديبهشت 11, 1395

مؤمن با نام حضرت علی علیه السلام شناخته می شود/ اختصاصی بنیاد

در جلسه ی هیئت مدیره ی بنیاد فرهنگی المهدی علیه السلام مورخ 95/2/9 ، حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی دامت برکاته، سخنانی پیرامون شرافت ماه رجب و فضایل امیرالمومنین علی علیه السلام بیان…